شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ [تلگرام] قصه‌ي امروز من و #چوپان_مهربان گفتم : عمو جان سلام گفت : سلام صبح بخير گفتم : اجازه دارم عکسي از شما بگيرم خنديد و گفت : هي ... عکس من دامدار به چه دردي مي‌خوره گفتم : عکس شماها رو بايد قاب کنند بزنن به ديوار خونه‌ها (خنديد ) چوب دستيش رو به طرف گوسفندي که بالاتر بود چرخاند ، گفتم : درد و بلاي تو بخوره توي سر هرچي اختلاسگر بيشعور توي مملکته گفت : چي ؟؟؟ گفتم: هيچي ، دعاي خير کردم برات عمو جان باز هم خنديد و گفت : ممنونم باوَکم گفتم : کجايي هستي گفت : اهل نويرآبادم (نورآباد) گفتم : گوسفندات رفتن نگاهي به گوسفندا کرد و گفت : خداحافظ ، گفتم : خداحافظ خودت و گوسفندات دنبال گوسفنداش راه افتاد و رفت . #ص_اميدي_اميد @SS_Omidi ارديبهشت
گلهو قطعه اي ازبهشت
رتبه 16
139 برگزیده
49 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
گلهو قطعه اي ازبهشت عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top